با محمود محمدی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس همواره تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده ایم

ایران یکی از مهمترین کشورهای جهان به لحاظ استراتژیکی و ژئوپلیتیکی است.
کد خبر: ۱۵۱۹۶۱
ایران دارای سومین ذخایر نفت خام در جهان پس از عربستان سعودی و عراق و دومین دارنده ذخایر گاز جهان پس از روسیه است.
موقعیت ایران در ارتباط با ایدئولوژی ، عوامل جغرافیایی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و نظامی ، کشور را در موقعیت خاصی از قدرت قرار داده است و می تواند به عنوان مجموعه اهدافی که سیاست خارجی را با موفقیت همراه می کند به عنوان یک ابزار مهم مورد توجه قرار گیرد.
بر این اساس باید گفت سیاست خارجی که براساس منافع ملی و با توجه به تغییرات و تحولات پیاپی کشور در نظام ها شکل می گیرد می تواند نقش بارزی در این زمینه بازی کند.
وجود یک سیاست خارجی نافذ در صحنه بین الملل و منطقه همواره موجب تصمیمات مهم برای کشور بوده و می تواند بسیاری از تهدیدات را به فرصت ها تبدیل کند.
دکتر محمود محمدی سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه ، رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و همچنین عضو کمیته شورای راهبردی روابط خارجی عقیده دارد که بهره گیری از موقعیت های خدادادی ایران بهترین تدبیر برای استفاده از فرصت ها در عرصه بین الملل است.
دکتر محمدی که در حال حاضر نمایندگی مردم آباده در مجلس هفتم را نیز برعهده دارد تاکید می کند که منافع ملی از همه چیز اولی است و باید با بهره گیری از توان ملی بهترین موقعیت را در سیاست خارجی به دست آورد.
در این گفتگو سعی کردیم درخصوص سیاست خارجی بحثهایی را با وی داشته باشیم.


چگونه در عرصه جهانی تهدیدات به فرصت ها تبدیل می شود؛
تهدیدها در شرایط کنونی جهان مفهوم و مصادیق متفاوتی دارد و در پرتوی روند جهانی شدن به صور مختلفی ظهور و بروز پیدا می کند.به طور مثال در گذشته تهدیدات امنیت ملی از ناحیه قدرتهایی که دارای توان نظامی بیشتری بودند، اتفاق می افتاد، در این زمینه پیمان های امنیتی جمعی برای مقابله با این تهدیدها تشکیل می شد ولی امروزه که تهدیدات به صورت اقتصادی ، تجاری ، اطلاعاتی و حتی زیست محیطی ، انرژی و فرهنگی است ، تهدیداتی چون سرمایه گذاری و میزان وابستگی کشورها به سرمایه خارجی نیز در عرصه جهانی شدن به این عوامل اضافه شده و ابعاد گسترده تری نسبت به گذشته پیدا کرده است .طبعا هر کشوری قصد داشته باشد مصون از چنین تهدیداتی بماند باید برای تقویت بنیه و توان ملی خود گامهای اساسی بردارد و برای تقویت چنین توانی اولین ، مهمترین و اصلی ترین فاکتوری که باید مدنظر قرار گیرد مساله اقتصاد است که رهبر معظم انقلاب نیز در سخنان خود به آن اشاره داشتند و فرمودند بحث تولید ثروت باید مورد توجه قرار گیرد.عامل دیگر برای مقابله با تهدیدات نرم در شرایط کنونی جهان ، توان بالای دانش ، تخصص و علوم است و در این زمینه نیز به فرموده رهبری که توصیه به گرایش دانش ، تحقیق و دانایی داشتند باید توجه کرد. چون در شرایط فعلی دنیا به هر میزان تعالی اندیشه ، دانش ، تفکر، تولید ناخالص ، باورهای اقتصادی و فرهنگی یک کشور نسبت به هویت ملی و دینی قوی تر و بالاتر باشد و نسبت به توانمندی ها و منابع خدادادی از قبیل انرژی ، موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیک آگاهی بیشتری داشته باشند طبعا با چنین فاکتورهایی می توانند توان نظامی لازم و بسیج عمومی همراه با اعتماد و رضایت مندی را فراهم آورد و با چنین شیوه ای نه تنها می توان در مقابل تهدیدات متنوع و گوناگون و مخاطرات فردا مقاومت و مقابله کرد، بلکه به دلیل مقاومت و مقابله ، تهدیدات به فرصتها تبدیل می شود.چنانچه تهدیدات نتوانند زیانی را برای کشور به همراه آورند تبدیل به یک فرصت می شوند و می توان از آنها بهره برد.با توجه به چنین استدلال هایی ما در جمهوری اسلامی ایران باید در همه عرصه ها بدقت کارآمدی و شایستگی خود را بروز و ظهور دهیم تا اجازه ندهیم تهدیدات فرصت تاثیرگذاری پیدا کنند و ما در کنار آن بتوانیم تهدیدات را به فرصت تبدیل کنیم.

آیا تاکنون توانستیم در روابط خارجی ، تهدیدات را به فرصت ها تبدیل کنیم؛
تاریخ نشان داده ما توانستیم تهدیدات را به فرصت ها تبدیل کنیم. تهدیدی که در قالب امنیت ملی کشور ما در جنگ 8ساله عراق با ایران و با حمایت مجموعه کشورهای عربی ، اروپایی ها و امریکا از صدام حسین صورت گرفت تنها با اتحاد، وحدت ملی ، پشتوانه اعتقادی مردم و پیروی از رهبری ، توانست تبدیل به ایستادگی در مقابل تهدیدات شود. وقتی تهدیدها کم اثر شد به دنبال آن فرصت ها به وجود آمد به گونه ای که پذیرش قطعنامه 598 باعث شد که دیگر اثری از حمایت های کشورهای عربی ، روسی ، اروپایی و امریکایی از صدام صورت نگیرد و دیگر صدام هم وجود نداشته باشد لذا شرایط منفی گذشته در جهت مثبت و نقطه قوت ایران تعریف شد. بعد از جنگ تحمیلی توان و امکان ملی کشور معطوف به زیرساخت ها شد و ما توانستیم به بازسازی بنیه دفاعی ، صنعتی ، اقتصادی و علمی خود بپردازیم و اگر امروز شاهد هستیم که در فناوری هسته ای جهش فوق العاده ، علمی و تکنیکی صورت گرفته ، همگی این عوامل محصول دستاوردهای علمی ، پایداری و مقاومتی است که ریشه در فرصت هایی داشت که به دنبال تهدیدات جنگ در 8سال دفاع مقدس در کشور ایجاد شد.البته ما متاسفانه نقاط ضعفی در برابر تهدیدات داشتیم و نتوانستیم در عرصه فرهنگی تهدیدات را به فرصت ها تبدیل کنیم ، چون آن گونه که باید در این زمینه و در جهت تقویت هویت دینی و ملی و ارائه اسلوب خاص فرهنگ عمومی که بتواند از استحاله فرهنگی جلوگیری کند و تاثیرپذیری فرهنگ بیگانه را کاهش دهد مقابله نکردیم و در این مقوله کمتر کاری صورت گرفته و عرصه برای آسیب پذیری بازمانده است.

درخصوص تبدیل تهدیدات به فرصتها دولتها چگونه عمل کرده اند.
در شرایط کنونی ، حرکت جهان به سوی همگرایی و تعامل براساس منافع و تهدیدات مشترک است. بنابراین در عرصه جهانی شدن تشکیل ائتلاف های سیاسی و اقتصادی و اتحاد اقتصادهای کوچک با یکدیگر در جهت تحول امری آگاهانه است . در شرایطی که کشورها در جهت امنیت ، اهداف سیاسی و اقتصادی خود به سوی ائتلاف در حال حرکت هستند و سعی دارند با کمترین هزینه بیشترین پشتیبانی را در رسیدن به اهداف ملی خود دنبال کنند طبیعی است که ما نیز در چنین وضعیتی که رویکرد جهانی حاکم است رویکردی غیر از ائتلاف را دنبال نکنیم . قطعا کشورهایی در عرصه ملی می توانند در چنین شرایطی ، منافع و اهداف ملی خود را جامه عمل بپوشانند که رویکردی مخالف ، با رویکرد جهان نداشته باشند. داشتن رویکرد مخالف با رویکرد جهانی ، با صرف بودجه ، انرژی و بروز تهدیدات و از دست دادن بسیاری از فرصتها همراه است بنابراین براساس آنچه که در عرصه سیاست بین الملل در جهان امروز مطرح است ما باید رویکرد جهانی را بشناسیم و رویکرد ملی خود را در تعارض با چنین شیوه جهانی تعریف نکنیم البته هر واحد ملی دارای اختلاف سلیقه و مواضع با سایر کشورها و حتی با رویکرد جهانی است ولی اگر در این وادی ، سیاست ، اقتصاد ملی ، دانش ، تکنولوژی و امنیت یک کشور در تعارض با امنیت ، سیاست و اقتصاد بین الملل باشد طبعا آن واحد ملی است که آسیب خواهد دید. اگر امروز می بینیم روسیه در ظرفیت استراتژی امنیت ملی خود رویکرد جهانی را تعریف می کند و به سمت ائتلاف در حرکت است یا مشارکت شورایی ناتو را می پذیرد و با آنها اعلام همکاری می کند و در مانور نیروهای ناتو علیه تروریسم در مدیترانه حضور دارد و یا در نشست هشت کشور صنعتی برتر جهان حضور پیدا می کند به این دلیل است که منافع ملی خود را مطابق با رویکرد جهانی ، نه برخلاف رویکرد سیاست بین الملل تعریف کرده است . اگر امروز شاهدیم کشور چین با تمامی قدرتی که دارد به عنوان یک قدرت خاموش مطرح است و از همه ظرفیت های خود برای رشد 12درصد اقتصادی در تعامل سازنده با جهان استفاده می کند به این دلیل است که رویکرد خود را متناسب با رویکرد دنیا دیده و اعلام کرده است لذا چنین اقدامی به نظر یک اصل جدی است و کشور ما نیز باید دیر یازود به عنوان یک راهبرد به آن توجه نماید و سعی کند رویکردهای ملی در عرصه اقتصاد، سیاست ، بازرگانی ، انرژی و امنیت را در تعارض با رویکرد جهانی نداند. البته چنانچه سیاست ها و مواضعی از ناحیه برخی کشورها منجمله امریکا که قدرتی بزرگ در جهان است علیه منافع ملی یا امنیت ملی ایران و در خلاف رویکرد جهان شکل گیرد، قطعا این اقدام از سوی جامعه جهانی مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت . امریکا در یک اقدام یک جانبه گرایانه و با تمام نفوذ خود به عراق حمله کرد اما شورای امنیت در این زمینه قطعنامه ای صادر نکرد چون رویکرد جهانی ، رویکرد گفتگو و مذاکره بود اما رویکرد کشور مهاجم یکجانبه گرایی نظامی ترسیم شده بود لذا ما دیدیم که حمله امریکا به عراق با واکنش سخت دنیا مواجه شد و حتی فرانسه با قدرت در مقابل امریکا ایستاد بنابراین اگر رویکرد ملی ما در تعارض با رویکرد جهانی باشد حتی اگر این کشور امریکا هم باشد واکنش جهانی را به دنبال خواهد داشت لذا برای پیشبرد اهداف ملی طبیعی است که در چارچوب سازگاری با رویکرد جهانی بتوانیم با مجموعه ای از کشورهای دنیا که نیاز متقابل به ما دارند و اقتصاد، صنعت ، و انرژی ما برای آنها نیاز متقابل را تعریف می کند، منافع مشترک داشته باشیم و تهدیدات را بررسی کنیم . در این صورت است که یک دیپلماسی توافق جویانه ، سیاست خارجی معتقد به ائتلاف ، تقویت نقاط مشترک و مشارکت علیه تهدیدات مشترک می تواند جایگاه ایران را در جهان و منطقه تعیین کرده و به ایران اجازه نقش آفرینی بدهد و کشورها را در جهت تعقیب اهداف ملی خود یاری دهد. داشتن نگاه تخصصی و مفهومی به سیاست خارجی در شرایط کنونی جهان الزامی است و به نظر می رسد دیپلماسی ما در این خصوص نیازمند یک بازنگری جدی است.

آیا سیاست خارجی کشور در جهت منافع ملی حرکت کرده است؛
طبعا سیاست خارجی پیوسته در جهت منافع و مقاصد ملی حرکت کرده و در این زمینه توفیقات خوبی را نیز به دست آورده اما چون سیاست خارجی ما متاثر از برخی دیدگاه ها و جهت گیری ها بوده و توسط متخصصان امر مطالعه نشده یا از پشتوانه تجربی برخوردار نبوده نتوانسته به یک نظریه عملیاتی و موفقیت آمیز دست پیدا کند لذا اگر سیاست خارجی دارای پشتوانه تئوریک و عملیاتی باشد ، چنانچه در انتخاب روش برای تعقیب یک هدف با مشکل روبه رو شویم قطعا متخصصان امر می توانند برای رفع مشکل وارد عمل شده و اگر روشها نیازمند اصلاح و تغییر و حتی تعطیلی باشد این اقدام را صورت دهند. فرآیند تعقیب یک هدف ملی در عرصه سیاست خارجی درست مانند فرآیند یک عمل جراحی پیچیده است که متخصصان قبل از هر گونه عمل جراحی با تشخیص درست ، در هنگام جراحی دقیق سعی دارند وظیفه خود را بدون نقص انجام دهند و بعد از عمل نیز با انجام مراقبت های ویژه امکان هرگونه خدشه را پایین آورند. سیاست خارجی هر کشور ازچنین فرآیند تخصصی به دور نیست و در شرایط امروز جهان که سیاست با علم و تجربه همراه شده اگر فاقد متد و روش باشیم حتما با ناکامی هایی روبه رو خواهیم شد. معتقدم سیاست خارجی ما علی رغم همه کامیابی هایی که داشته همچنان دچار تاثیرگذاری های غیرحرفه ای و تخصصی است و این وضعیت در سیاست خارجی که باید امروز متناسب با سیاست بین الملل و جهان باشد ، ممکن است باعث ایجاد یک سیاست خارجی یک سونگر و مقطعی شود.

برخی نقص ها وجود داشته و دیده نشده ، این نقصها امکان دارد منجر به بروز برخی حوادث ناگوار شود آیا نباید نقصها گوشزد شود، چه شیوه ای را پیشنهاد می کنید؛
در این زمینه بحث ما شیوه هاست ، ایران یکی از کشورهای منطقه به لحاظ موقعیت ژئوپلتیک ، انرژی ، ایدئولوژی ، ظرفیت و توان ملی و تکنولوژی است اما این که آیا متناسب با این ظرفیت و توان توانسته تاثیرگذار باشد امری است که به بازنگری نیاز دارد.

مرز پایداری در مقابل تحریم ها علیه ایران تا کجاست؛


در جهان امروز علی رغم این که کشورها می توانند در برابر فشارها و تحریم ها با مشقت به حیات خود ادامه دهند باید اعلام کرد که تحریم های جهان امروز ، تحریم های شکننده ای است.
قطعا اگر تحریم گسترش یابد می تواند به حکمرانی یک کشور لطمه وارد کند و باعث ایجاد بحران و بی ثباتی گردد.

بحران در عرصه اقتصادی عامل مهمی برای بی ثباتی سیاسی است بنابراین منطق حکم می کند که نگاه واقع بینانه نسبت به تحریم و آثار و عوارض آن داشته باشیم و از گسترش آن جلوگیری کنیم و سعی نماییم آثار آن را به حداقل برسانیم یا کشور را از وضعیتی که آن را به سمت تحریم و فشارهای اقتصادی و غیره سوق می دهند خارج کنیم.
در راهکار این اقدام دیپلماسی و نوع نگاه ما به سیاست بین الملل و درک واقع بینانه ما از شرایط کنونی جهان و نوع تعامل و شیوه استفاده از مولفه های قدرت کشور قطعا کارساز و تاثیرگذار است. باید از مشی رادیکالیزم و درشت گویی در روابط خارجی پرهیز کرد.
بشریت امروز به دنبال صلح ، توسعه پایدار ، سازندگی و تعامل تا تقابل تهدید و ناامنی است لذا سیاست های یک کشور در راستای رویکرد جهانی می تواند منجر به پذیرش جهانی این سیاست ها شود لذا ما باید مراقب باشیم که فشارهای سیاسی ، فتنه ها و توطئه های انگلیس و امریکا ما را به سمت رادیکالیزم و شعارهایی که استنباط تقابل با امنیت و سیاست جهانی ، اقتصاد و انرژی می دهد ، سوق ندهد.

به عنوان مثال ایران با همه تاثیری که در امنیت و دولت سازی در عراق داشته و سعی در یکپارچگی و ثبات درعراق کرده آیا توانسته در روند تحولات این کشور آن گونه که باید به عنوان یک مزیت در کاهش فشار امریکا در پرونده هسته ای خود استفاده کند؛!

آیا ایران می توانسته تاثیرگذار باشد! یا این که اصلا امکان تاثیرپذیری نبوده؛!
در مذاکرات امریکایی ها اعلام کردند مساله عراق ربطی به برنامه هسته ای ایران ندارد اما در دیپلماسی همیشه گفته شده همه چیز به یکدیگر ارتباط دارد. بنابراین مذاکره در عراق برای امنیت سازی در این کشور ارتباط با پرونده هسته ای ایران دارد و این تشخیص با دیپلماسی ماست که اگر تاثیری ندارد آیا موضوعیت دارد که ایران برای امنیت سازی و حل بحران سازی امریکا همراهی کند!!
در بحران خاورمیانه که نیروهای چند ملیتی به فرماندهی دولت فرانسه در لبنان حضور پیدا کردند شاهد هستیم که ایران به دلیل پشتوانه و ارتباط معنوی با لبنان به عنوان یکی از قدرتهای تاثیرگذار برای ثبات در منطقه محسوب شد. با توجه به این که فرانسه بطور سنتی در خاورمیانه حضور داشته و می تواند با ایران در این کشور منافع مشترک داشته باشد بنابراین در بحث پرونده هسته ای ایران ما می توانستیم از این مزیت استفاده کنیم .حضور ایران در لبنان و تعامل با فرانسه باید به گونه ای باشد که عاملی برای بازدارندگی سخنان وزیر امور خارجه این کشور و مفاهیم جنگ طلبانه علیه ایران باشد اما وجود چنین وضعیتی نشان می دهد ما در دیپلماسی خود در برقراری یک ارتباط درست و همکاری مفهومی و راهبردی با فرانسه در لبنان خوب کار نکردیم چون اگر چنین بود گفتمانی که رخ داده اتفاق نمی افتاد و همکاری ها قوی تر می شد. نمی توان پنهان کرد که فرانسه برای ارتقای جایگاه خود در سیاست و امنیت بین الملل در منطقه در رویکرد سیاست خارجی خود تغییراتی برای مشارکت در فرماندهی ناتو و همکاری نزدیکتر با امریکا ایجاد کرده و این اقدامات را در چارچوب منافع ملی خود تعریف کرده اما این بدان معنا نیست که رویکرد فرانسه خلاف منافع مشترک ما و این کشور و در منطقه باشد. لذا دیپلماسی دقیق ، جدی و کارآمد می تواند به حل چنین موانعی بپردازد.البته ما چنانچه بخواهیم در مشی دیپلماسی خود قضاوت کنیم باید بگوییم در سطح وزارت خارجه مشی دیپلماسی توافق جویانه حاکم بوده و وزیر امور خارجه با تدبیر و درایت و سابقه سیاسی ، تمام ظرفیت و تلاش خود را کرده و می کند اما از آنجایی که در عرف بین الملل نباید در روابط خارجی یک کشور با دو زبان سخن گفت لذا اگر در سطوح بالاتر مثل رئیس جمهور مواضعی اتخاذ شود که در روابط خارجی احساس شود که یک موضع رادیکال وجود دارد و این امر با دیپلماسی توافق جویانه در تعارض است چنین وضعیتی می تواند به شخصیت و اعتماد ملی لطمه بزند.بنابراین ممکن است مشی دیپلماسی در روابط خارجی یک متد معتدل یا رادیکال یا تند باشد که این تصمیم نظام ، در عرصه روابط خارجی است لذا وقتی این تصمیم گرفته شد اگر درشت گویی متضمن منافع و اهداف و مقاصد ما یا رادیکالیزم باشد طبیعتا ما باید از طریق این سیاست ها منافع ملی خود را پیگیری کنیم ولی اگر اعتدل و دیپلماسی توافق جویانه می تواند متضمن مقاصد ما باشد آن وقت باید از این روش استفاده کنیم .در بحث روشها باید دید با کدام شیوه می توان به مقصد رسید، اگر رسیدن به مقصد در پرتو یک دیپلماسی منعطف است باید چنین شیوه ای را پیشه کرد و با مذاکره با مجموعه کشورهایی که منافع مشترک یا تهدیدات مشترک داریم بتوانیم به یک تفاهم برسیم .در سیاست خارجی ما تناقض در اقدام و اعلام وجود دارد که باید چنین تناقضی اصلاح شود و در این صورت است که می توانیم از ظرفیت ها و تاثیرگذاری ملی در قضیه عراق ، لبنان ، افغانستان و خاورمیانه یا فلسطین اشغالی برای امنیت سازی و ثبات در جهان اسلام ، حفظ مرزهای جغرافیایی اسلام ، حقوق مسلمانان و حفظ جایگاه خود در منطقه و پرونده هسته ای کشور استفاده کنیم .ما نباید اجازه دهیم امریکا و یا 4 کشور در آن سو، در همه ابعاد با ایران وارد مذاکره و گفتگو برای مقاصد و اهداف خود شوند اما با اهداف و مقاصد صلح جویانه جمهوری اسلامی ایران برخورد تعرض آمیز و تهدیدآمیز یا اهانت آمیز داشته باشند. معتقدم مسائل هسته ای ایران نباید به عنوان یک موضوع خارج از موضوعات دیگری که نقاط قوت ایران است مورد بررسی قرار گیرد چون مجموعه ای از مسائل ، بعلاوه پرونده هسته ای ما است که می تواند هدف ملی را به نتیجه برساند. در حال حاضر، امریکا پرونده هسته ای ایران را به عنوان انگشت کوچک کشور زیر فشار قرار داده ولی ما باید با یک مشت با این مساله طرف شویم .با داشتن مولفه های قدرت نباید اجازه دهیم که امریکا یک مورد را به عنوان انگشت کوچک نگاه دارد و آن را زیر گازانبر قراردهد. ما باید این معادله را تغییر دهیم و چگونگی تغییر این معادله در گرو استفاده از مولفه های قدرت توسط کشور و نظام است .تا زمانی که نتوانیم از مولفه های قدرت به طور منسجم و هماهنگ استفاده کنیم طبیعی است که امریکا با گرفتن یک نقطه ضعف آن را در دنیا بزرگنمایی می کند لذا عقیده دارم با استفاده از مولفه های ایدئولوژی ، نفوذ ایدئولوژی در جغرافیای اسلام ، انرژی و نیاز جهان به آن می توانیم در جهت مقابله با سیاست های امریکا حرکت کنیم و با محدود نکردن انرژی ، در جهت امنیت انرژی جهان حرکت کنیم .تا زمانی که مولفه های قدرت با یکدیگر بطور کاربردی مورد استفاده قرار نگیرد پرونده هسته ای ایران به عنوان یک هدف ملی نمی تواند راهگشا باشد چون فشارهایی که بصورت سیاسی ، نظامی ، امنیتی و قطعنامه های شورای امنیت و تبلیغات رسانه برای پرونده هسته ای ایران صورت می گیرد اجازه نمی دهد نقاط قوت ایران دیده شود.به طور مثال کشور عربستان که در مقاطعی مورد انتقاد شدید برخی کشورهای جهان بوده توانسته چنین شرایطی را با سیاست به خاموشی بکشاند.این کشور با استفاده از مولفه قدرت انرژی در مقاطعی برای پیشگیری از فشارهای انتقادآمیز جهانی در دیگر عرصه ها، استفاده کرده است و اجازه نداده کشورهای مختلف نقاط ضعف را بزرگ جلوه دهند.آنچه مشخص است دولتها با ایجاد مناسباتی با دیگر دولتها در چارچوب منافع مشترک می توانند منافع خود را تعریف و تضمین کنند و ایران با داشتن جامعه باز، مناسبات دوستانه و نزدیک با جامعه و تمدن بشر امروز، می تواند در کسب جایگاه و تامین امنیت و مصالح ملی نقش مهمی داشته باشد.

پس کندی میان روابط سیاست خارجی با کشورهای دیگر وجود دارد؛
اگر ما امروز درک واقع بینانه نسبت به سیاست بین الملل نداشته باشیم نمی توانیم یک سیاست خارجی متناسب با سیاست بین الملل را تعریف کنیم. معتقدم درک واقع بینانه نسبت به سیاست بین الملل و مخاطرات آینده به ما این امکان را می دهد که بتوانیم درست تشخیص دهیم و درست سیاستگذاری کنیم و یا به درستی تصمیم بگیریم . انتخاب روش های متناسب با شرایط کنونی جهان برای تعقیب اهداف و مقاصد امری اجتناب ناپذیر است و باعث رسیدن به هدف و مقصد می شود و این پیروزی قطعا با به کارگیری تخصص ، تجربه ، نظریات کارشناسی موجود در کشور نسبت به هر موضوع به دست خواهد آمد.

تا صدور قطعنامه سوم فاصله چندانی نداریم آیا می توانیم با سیاست خارجی مناسب تهدیدها را علیه کشورمان کمتر و آن را تبدیل به فرصت کنیم؛
ما وقتی به یک درک واقع بینانه می رسیم که تصمیم درست و متناسب با آن درک را می گیریم .این اتفاق در پذیرش قطعنامه 598 افتاد و ما در این زمینه به یک درک واقع بینانه رسیدیم که این امر ناشی از تهدیدها، کمبود نظامی و... نبود بلکه ناشی از تشخیص درستی بود که در مورد رژیم بعث و تغییر موضع سیاست جهان در این زمینه صورت گرفت .امام راحل با درک واقع بینانه با پذیرش قطعنامه هر چند که به عنوان سرکشیدن جام زهر از آن یاد کردند، این اقدام را انجام دادند که این عمل ناشی از یک درک واقع بینانه مبتنی بر تغییر و تحولات جهانی بود.اگر چه این تصمیم در آن زمان برای ما بد بود، اما نتایج شیرینی به همراه داشت و بعد از پذیرش قطعنامه 598 پیروزی ها و اقتدار و موفقیت های بیشماری به دست آمد که اگر قطعنامه را نمی پذیرفتیم به شکست ها می انجامید. ما این فرصت را داریم که به درک واقع بینانه نسبت به شرایط کنونی جهان و مخاطرات آینده که پیش روی ماست برسیم .طبعا یک تشخیص و تصمیم ، می تواند موضع ما را در تعقیب هدف ملی برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای تقویت کند.این تشخیص و درک واقع بینانه به این معنا نیست که ما به سمت سازش حرکت کنیم و دست از استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای برداریم بلکه ممکن است درک واقع بینانه ، پایداری ، مقاومت و ایستادگی باشد. این فرصت پیش روی ماست که با یک زبان و براساس منطق قابل قبول برای کشور در عرصه ملی و برای جامعه جهانی سخن بگوییم و ان شاء الله بتوانیم اهداف و مقاصد خود را بیان کنیم.

فاطمه امیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها